دلتنگی | بانوی اردیبهشت

بانوی اردیبهشت

وب‌نوشته‌های نازنین کاظمی

دست به دستم ده ، کنار سایه ات خوابم بکن

یادت هست؟

من با چشمان تو اندوه هزار پرنده بی راه را گریسته بودم و تو

نمی دانستی

یا من دست‌هایم کوتاه است
یا تو زیادی بلندی
هیچ نردبانی
به تو نمی‌رساندم
فرود آ
که بی‌کوتاه آمدنت
به هم
هرگز
نمی‌رسیم…
فرین

عکسهای قدیمی و خاطره های تلخ و شیرینی که نفستو میگیره

روزی … جایی… دوباره

تو این غربتی که هستم ….

نبودنت … نشنیدنت … نخواستنت….

نمیشه

هنوز مومنم ببین … تنها گناه من تویی

مگه نرخ خوبی چنده

که تو برگهای برنده

تو به این راحتی سوختی؟

نیستم

تا زنگ بزنم به بابا و یاداوری کنم که روز مادره و گل بگیره

نیستم

تا به برادره گوش زد کنم که باید چیکار کنه تا سوپرایز روز مادر به خوبی بر گزار شه

نیستم

تا از چند روز قبل گل سفارش بدم و به فکر کیک باشم

نیستم….