دست به دستم ده ، کنار سایه ات خوابم بکن
یادت هست؟
من با چشمان تو اندوه هزار پرنده بی راه را گریسته بودم و تو
نمی دانستی
وبنوشتههای نازنین کاظمی
نیستم
تا زنگ بزنم به بابا و یاداوری کنم که روز مادره و گل بگیره
نیستم
تا به برادره گوش زد کنم که باید چیکار کنه تا سوپرایز روز مادر به خوبی بر گزار شه
نیستم
تا از چند روز قبل گل سفارش بدم و به فکر کیک باشم
نیستم….