بایگانی ماهیانه: ژوئن 2007

وقتی یه روزت رو از صبح تا عصر با جودوکاران زن می گذرونی خیلی منطقیه که شب تمام عضلاتت گرفته باشه!
پی نوشت :
آب نارنج خنک جهت زنده شدن مردگان توصیه می گردد…

می گفت که تو در چنگ منی
من ساختمت چونت نزنم
من چنگ توام
زخمه بزنی
زخمه نزنی
من تن تننم…
با صدای شاملو
پی نوشت :
من این شعر رو با صدای شاملو شنیدم اما انگار مال مولاناست :)

satyar ph: تاریخ وقوع زلزله: دوشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۸۶ در ۱۷:۵۹:۴۹
(وقت محلی – تهران)
۲۰۰۷-۰۶-۱۸ ۱۴:۲۹:۴۹
(UTC)
بزرگی زلزله: ۵.۹
نوع بزرگی: Mn
موقعیت رومرکز زلزله: ۳۴.۴۸ شمالی و ۵۰.۸۵ شرقی
عمق: ۰
عدم قطعیت مکانی: ۰.۸۷+/- کیلومتر در جهت شمالی – جنوبی
۲.۲۲+/- کیلومتر در جهت شرقی – غربی
منطقه: استان قم
فاصله‌ها: ۱۱ کیلومتری کاهک، قم
۱۳ کیلومتری قنوات، قم
۱۹ کیلومتری قم، قم
۱۴۳ کیلومتری تهران، تهران
منبع: موسسه ژئوفیزیک، دانشگاه تهران

خانوادهء شجاع!
با پدر و برادر گرامی نشستیم سه تایی فیلم کینه ۲ رو ببینیم.
پنج دقیقه از فیلم که گذشت؛ خاموشش کردیم!

در امتداد جاده
چیزی به چشم نمی خورد
جز من,
در این بعد از ظهر پاییزی…
هایکو
/1386/03/IH214064.jpg

(این جا که ایستاده ام انگار دنیای اطراف سفید است و سیاه. از این نگاه، در انسان ها و موقعیت هایشان و آنچه از خود باقی می گذارند اتفاقی دیگر افتاده است.
تصویر نگاتیو انگار اصلی است که در نگاه به هر عکس می شود به خاطر آوردش. نگاتیوی که قبل از هرگونه عملیات شیمیایی، اصلی است از همان لحظه ای که ثبتش کرده ایم….)
نمایشگاه عکسهای زهرا امیر ابراهیمی رو دیدم امروز…کارهاشو دوست داشتم…تمامی اتفاقاتی که براش افتاده بود,تمامی دردها و رنجهای در این مدت بدل به عکسهای عجیب و نا متعارفی شده بود که تمامآ نماد تنهاییه او بود…
مکان : نگارخانه آتبین

من درختانی سبز می­بینم
رزهایی سرخ­ را هم، که می­بینم برای من و تو می­شکفند.
و با خود می­اندیشم، چه جهان شگفتی.
آسمان­هایی آبی می­بینم و ابرهایی سپید
خجسته روزی درخشان و فرخنده شبی تاریک
و با خود می­اندیشم، چه جهان شگفتی.
لوییز آرمسترانگ