بایگانی ماهیانه: دسامبر 2006

شب یلداست…
فقط یک دقیقه بیشتر و این همه مراسم…
پینوشت :
حافظ امشب بدجوری جواب میده !

داشتن مادری غرغرو و لجباز موهبتیه که کمتر کسی ازش بهره برده!
پی نوشت:
اینو که بخونه میگه یه روزی حسرت اینها رو می خوری!
اما من می تونم رگ گردنمو گرو بزارم که هیچ وقت دلم برای غرغراش تنگ نمیشه!

دلم بشدت یه دسته گل نرگس می خواد…
یه دسته گل نرگس…
یه جای هیجان انگیز و …

کاش مثل حراج آخر فصل
حراج آخر عمر داشتیم…
حراج حراج
می فروشم روحم را به بهایی اندک…

میشماریم
با بغض؛
دی , بهمن , اسفند , فروردین , اردیبهشت…
پی نوشت :
دولتهای کانادا , انگلیس , امریکا اعلام کردند از صدور ویزا برای دانشجویان ایرانی خودداری میکنند…
کسی از این موضوع خبر داره؟

می رقصم
می رقصم
مست از تمامی اندوه هایم
می رقصم
می رقصم
پی نوشت
گاهی می تونی انقدر برقصی تا همه چیز رو فراموش کنی…
می خواهم فراموش کنم

آخرای آذر ماه
فرصت کمی باقی مانده برای بودن…خرابش نکن

فریاد میزنی
از ته دل
فریاد میزنی
تلفن را که قطع میکنی گوشی غرق در خون است…
پی نوشت:
حنجره ام رفت تعطیلات!