بانوی اردیبهشت

بانوی اردیبهشت

وب‌نوشته‌های نازنین کاظمی

چیزی در من شکسته که بند نمی خورد، حتی با هزاران بوسه….
چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

اینم آخر ۲۰۱۱….

ایشالا ۲۰۱۲ بهتر شه

کاشکی من هم وقتی به سن تو رسیدم ستاره ای داشته باشم که بخندد و یک ستاره دور گردن که نوک انگشتانم را آبی کند.

 

چهل سالگی

ناهید طباطبایی

اگر می‌خواهی ترکم کنی
لبخند را فراموش نکن…
کلاه می‌تواند از یادت رود
دستکش، دفترچه‌ی تلفنت
هر آن چیزی که باید دنبالش برگردی
… و ناگهان در برگشت گریانم می‌بینی
و ترکم نمی‌کنی
اگر می‌خواهی بمانی
لبخندت را فراموش نکن
حق داری زادروزم را از یاد ببری
و مکان اولین بوسه‌مان
و دلیل اولین دعوایمان
اما اگر می‌خواهی بمانی
آه نکش
لبخند بزن
هالینا پوشویا توسکا

باید به خاطر خودت باشه که دوستت دارن

حالا هر گهی که هستی

در آغوشم هستم ، من خود را در آغوش گرفته ام ، نه چندان با لطافت ، اما وفادار ، وفادار.

ساموئل بکت

همیشه دوست داشتم سخت ترین راهها رو انتخاب کنم….

یه جور بیماری می تونه باشه

بیماری مهلکی که به مرگ بیمار منجر میشه

هدفون گذاشتم رو گوشم که همه فکر کنن دارم آهنگ گوش میدم نیان سراغم

تو خونه ،سر کار

چرا انقدر گریزون شدم از آدمها ؟

ساده است

جسارت گذشته رو ندارم… می ترسم

همین

اگه گذشته بود شاید انتخاب دیگه ای می داشتم اما الان….

جسارت

جسارت

چیزی که الان دیگه انگار ندارم